در امتداد نگاهت چه لحظه های غریبی است

در انحنای صدایت چه نشئه های عجیبی است

به دودخانه ی چشمت گذشت هستی انسان

خمارخانه ی روحت چه دام مرغ فریبی است

 هزار درد تو امروز بهتر است ز درمان

چرا که سایه ی اشکت، شفا دهنده طبیبی است

به اوج خویش رسیدن، قنوت در قدم توست

اگر چه چیدن عشقت، چو چیدن تن سیبی است

چه راحتی و چه سختی! حکایت من و بختی

خیال از تو بریدن، چه ماجرای مهیبی است

صدای چک چک باران به روی سقف خیالم

اگر نه یاد تو باشد، تکان دهنده نهیبی است

دوباره اول خطم، در امتداد نگاهت

حکایت تن سرخت، چه زیوری و چه زیبی است

محمد خدادادی

دیدگاه‌ها  

#1 ثنا 1395-07-07 21:11
واقعا زیبا بود...

نوشتن دیدگاه