ششمین و آخرین نشست از سلسله جلسات عرفان حافظ عصر روز چهارشنبه، بیستم اردیبهشت هزار و سیصد و نود شش، با سخنرانی دکتر محمد خدادادی برگزار شد.

در این جلسه دکتر خدادادی به بررسی زبان حافظ در دستگاه زبان و ادبیات عرفانی فارسی پرداختند. ایشان ابتدا به این موضوع پرداختند که چرا عرفا از زبان تمثیل برای بیان عقایدخود استفاده کرده اند. ایشان توضیح دادند که: تجربه عارف(درک و شناخت خدا) نامحدود است، اما ابزاری که برای بیان تجربه خود در اختیار دارد(یعنی زبان) محدود است، عارف مجبور می شودبرای بیان درونیات و تجربیات خود از بیان تمثیلی استفاده کند. و البته همین موضوع برای مخاطب نا آشنا به زبان عرفان ایجاد سوء تفاهم می کند.

 

ایشان در ادامه سخنان خود با بیان شواهدی از عارفان عالی مرتبه ادب عرفانی فارسی همچون سنایی، عطار، مولوی، شاه نعمت الله ولی و شیخ محمود شبستری نشان دادند که همه این عرفا از زبان تمثیلی استفاده کرده اند و اصطلاحاتی مثل: شراب، باده، مستی، میخانه، بوسه، زلف و امثال اینها، در شعر ایشان به وفور به کار رفته است و البته خود این عرفا در برخی از آثارشان توضیح داده اند که منظور آنها از این اصطلاحات، همان معنایی نیست که عامه مردم آن را درک می کنند؛ بلکه این کلمات در اصطلاح طایفه عرفا معانی دیگری دارد و «اشتراک لفظ» نباید رهزن درک معنی شود.

از آنجا که حافظ نیز درختی است که از زمین ادبیات عرفانی فارسی روییده است، بدیهی است که اصطلاحات و زبان عرفانی او، خودآگاه و یا ناخودآگاه تحت تأثیر امثال سنایی و عطار و مولوی است. و وقتی حافظ می خواهد مطالب عرفانی خود را بیان کند، بناچاراز همین زبان استفاده می کند.

دکتر خدادادی در ادامه با ذکر شواهدی، میزان تأثیرپذیری حافظ را از سنایی و عطار و شاه نعمت الله ولی نشان دادند. و در انتها به بررسی چند اصطلاح عرفانی در شعر حافظ همچون «خرابات» و «شراب» پرداختند و معنای این اصطلاحات را بر اساس اشعار خود حافظ تبیین کردند.

نوشتن دیدگاه